ناشنوا کیست ؟
طبق تعریف فدراسیون جهانی ناشنوایان ، ناشنوا به کسی گفته می شود که میزان شنوایی او به حدی باشد که نتواند صحبت دیگران را از راه گوش و حتی با استفاده از وسایل کمک شنوایی ( مانند سمعک ) درک کند .
نیمه شنوا به کسی گفته می شود که میزان شنوایی او به حدی است که با استفاده از سمعک ، صحبت دیگران را از راه گوش درک می کند اما در شنیدن دچار مشکل است .
دستگاه شنوایی انسان از سه قسمت تشکیل می شود :
گوش خارجی ، گوش میانی ، گوش داخلی
اختلال در هر یک از قسمتهای گوش باعث ایجاد ناشنوایی می شود . بسته اینکه کدام یک از این قسمتها دچار مشکل است ، ناشنوایی را به چند گروه تقسیم می کنند :
ناشنوایی انتقالی ، ناشنوایی عصبی ، ناشنوایی آمیخته ( انتقالی عصبی )
ناشنوایی انتقالی به اختلال در گوش میانی گفته می شود ؛ یعنی گوش خارجی نمیتواند صدای محیط را به گوش میانی بفرستد تا فرد بتواند صدا را بشنود .
ناشنوایی عصبی به اختلال در مرکز شنوایی که در مغز قرار دارد گفته می شود ، یعنی صدا به مغز نمی رسد و در نتیجه تفسیر نمی شود و فرد هیچگونه صدایی را نمی شنود .
ناشنوایی آمیخته همانطور که از نامش پیداست ، هم عامل انتقال و هم عامل عصبی را شامل می شود .
علاوه بر این موارد یک مورد دیگر از ناشنوایی وجود دارد که به آن ناشنوایی روانی یا هیستریک می گویند . ناشنوایی روانی یا هیستریک به گونه ای است که فرد در هیچ یک از قسمتهای ذکر شده دچار مشکل نیست اما با این حال نمیتواند بشنود .
ناشنوایان به این علت که معلولیتشان در ظاهر و در برخورد اول مشهود نیست ، دچار نوعی محدودیت در جامعه هستند .
بیایید برای ارتباط با ناشنوایان زبان اشاره را فرا بگیریم . این کوچکترین کمکی است که می توان به این قشر از جامعه کرد .
نظرات ()جبار باغچه بان فرزند عسکر در سال 1264 خورشیدی در ایران متولد شد .
پدرش عسکر در شهر ایروان ارمنستان با شغل معماری و قنادی روزگار می گذراند .
در جریان قحطی و بیماری و جنگ های محلی ، پس از فوت پدر و مادرش ، در سال 1298 به طرف وطن خود راه افتاد و بالاخره پس از گریز از چنگال چند بیماری مهلک که در آن زمان شایع شده بود و پس از قطع انگشتان پایش برای رهایی از مرگ حتمی به مرند رسید .
در مدرسه دولتی احمدیه در مرند با ماهی 90 ریال در سمت آموزگاری مشغول به کار شد . به واسطه روش ابتکاری او در تدریس ، در سال 1299 به موجب حکم ریاست فرهنگ تبریز ، به آن شهر رفته و مشغول به کار شد .
باغچه بان در سال 1303 به دستور فیوضات رئیس فرهنگ وقت ، اولین کودکستان ایرانی در تبریز با نام باغچه اطفال تاسیس کرد و از همان زمان نام فامیل خود را از عسکرزاده به باغچه بان تغییر داد . با این منظور که همان گونه که معلمین دبستان و دبیرستان ها ، آموزگار و دبیر نامیده می شوند ، مربیان کودکستان ها هم باغچه بان نامیده شوند .
باغچه بان در سال 1303 خورشیدی در تبریز اولین مدرسه مختلط را در شرایطی ایجاد کرد که مردم کمتر حاضر بودند حتی پسران خود را به مدرسه بفرستند ، چه برسد به آن که دختر و پسر در کنار هم تحصیل کنند . بین دانش آموزان اولین کلاس درس باغچه بان ، سه کرولال هم بودند که وجود همین سه کرولال او را به فکر ایجاد مدرسه مخصوصی برای کودکان کرولال انداخت و به دنبال این فکر در سال 1305 خورشیدی در باغچه اطفال کلاسی برای تعلیم و تربیت کرولال ها تاسیس نمود و سه کودک را یک سال تدریس کرد .
دکتر محسنی رئیس فرهنگ ، اعانه باغچه اطفال را قطع کرد و باغچه بان در سال 1306 خورشیدی باغچه اطفال را بدون دریافت اعانه اداره کرد . در سال 1307 خورشیدی ، که ریاست فرهنگ با ابوالقاسم فیوضات بود ، بر حسب تقاضای وی به شیراز رفت و کودکستانی در شیراز تاسیس کرد و در این کودکستان پنج سال خدمت کرد .
باغچه بان در سال 1312 خورشیدی به تهران آمد و نام کودکستان را به کودکستان باغچه بان تغییر داد . در همین سال دبستان کرولال ها را در تهران تاسیس کرد و در همان سال دستگاهی اختراع کرد که کرولال ها از طریق دندان وحس استخوانی قادر به شنیدن می شدند این دستگاه پس از تکمیل شدن به نام تلفن گنگ در اداره ثبت اختراعات به تاریخ 22 بهمن 1312 به شماره 118 به ثبت رسید .
در سال 1322 خورشیدی جمعیتی به نام جمعیت حمایت از کودکان کرولال را تاسیس نمود .
سر انجام این مرد خستگی ناپذیر ، میرزا جبار عسکرزاده باغچه بان ، در روز چهارم آذر ماه سال 1345 خورشیدی در گذشت .
روحش شاد .
نظرات ()